ارائه ی مدل نظام مند علّت شناختی جرم در ایران

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

تبیین علّت شناختی جرم در هر جامعه، نیازمند شناخت ابعاد کلان، مولّفه ها، زیر مولّفه ها و النّهایه عناصری است که مستقیماً در ارتکاب جرم نقش دارند. در یک تقسیم‌بندی کلّی، می‌توان جرم را دارای ابعاد اجتماعی، فردی، محیطی و عواملی دانست که می­تواند در صورت عدم کارایی مناسب، زمینه‌ی ارتکاب آن را فراهم یا تشدید کند. در این تقسیم‌بندی هر یک از ابعاد کلان در قالب خرده نظام‌هایی توضیح داده می‌شود. چنانکه نظام اجتماعی به خرده نظام خانواده، فرهنگی، سیاسی و دینی قابل‌تقسیم بندی است. همچنین عوامل فردی به مولّفه های جسمی و روانی و بعد محیطی به زیرمجموعه‌های کالبدی و خصوصیات مرتبط با اقلیم، قابل‌طبقه‌بندی خواهد بود. در کنار این ابعاد می‌توان از آموزش، عوامل دوموگرافیک و رسانه که می‌تواند در صورت کارکرد نامناسب، زمینه‌ی ارتکاب جرم را فراهم کند یاد نمود. سهم و نقش هریک از ابعاد پیش‌گفته در جوامع مختلف در بروز پدیده مجرمانه متفاوت است. در ایران بر اساس آمارهای موجود، مهم‌ترین عوامل مرتبط با ارتکاب جرم، کژکارکردی نهادهای اجتماعی است. به‌گونه‌ای که از یک‌سو عناصر مختلف نظام اجتماعی، از خانواده گرفته تا نظام فرهنگی و اقتصادی در درون خود دچار نارسایی هستند و ازسوی دیگر  تعادل و توازن مناسب میان نظام‌های گوناگون اجتماعی وجود ندارد. این ناهماهنگی میان خرده نظام‌های اجتماعی منجر به بروز شرایطی در حوزه بزهکاری برای افراد در معرض خطر شده است که می‌توان آن را تحت عنوان وضعیت آسیب‌دیدگی- آسیب‌زایی موردمطالعه قرارداد. در این رویکرد با توجّه به بر یکسان بودن طبقه اجتماعی بزهکار و بزه دیده بر وجود ارتباط معنادار میان بزهکاری و بزه دیدگی تأکید شده، افراد و جامعه بزه دیده (آسیب‌دیده)، مهم‌ترین عامل آسیب‌زا تلقّی می‌شود. ثمره‌ی عملی این تحلیل در حوزه سیاست جنایی تأکید بر تمرکز بر افراد و گروه‌های اجتماعی آسیب‌دیده به‌منظور افزایش اثربخشی سیاست‌های کنترل جرم است. بنابراین لازم است در وهله‌ی اوّل ضمن شناسایی عوامل آسیب‌زا در ابعاد گوناگون اجتماعی، با استفاده از سازوکارهای مختلف درصدد تقویت گروه های آسیب‌دیده برآمده، تلاش گردد با اتّخاذ انواع روش‌های حمایتی این گروه‌ها را از وضعیت آسیب‌دیدگی- آسیب‌زایی خارج نمود. در چنین شرایطی واکنش اجتماعی( کیفر) و شدّت آن نه‌تنها به بهبود شرایط اجتماعی و کاهش نرخ جرم منجر نمی‌شود؛ بلکه به دلیل اعمال بر افراد آسیب‌دیده آن‌ها را در مواجه با مسائل گوناگون شکننده‌تر، زمینه‌ی ارتکاب جرم در آن‌ها را تشدید می‌نماید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Presentation of the systematic model of the cognitive cause of crime in Iran

نویسنده [English]

  • hossein Javadi hosseinabadi
university Allameh tabatabi
چکیده [English]

Explaining the cognitive cause of crime in any society requires the identification of macro dimensions, components, sub-components, and elements of direct involvement in crime. In a general division, it can be said that the crime has social, individual, environmental, and factors that can provide or intensify the context in which it occurs. In this division, each macro dimension is explained in the form of sub-systems. As the social system is consistent with the family system, culture, politics and religion. Individual factors will also be adapted to physical and psychological components and the environmental dimension to physical subsets and climate-related features. In addition to these dimensions, education, the factors of the dramogram and media that can provide the basis for committing crime in the event of inappropriate performance can be mentioned. The role and contribution of each of the dimensions presented in different societies is different in the occurrence of a criminal phenomenon. In Iran, according to available statistics, the most important factors associated with committing a crime is the dysfunctional nature of social institutions. So that, on the one hand, various elements of the social system, from family to cultural and economic system within themselves, and on the other hand, there is no proper balance between different social systems. This dissonance between social sub-systems has led to situations in the area of ​​delinquency for people at risk, which can be termed "injury-traumatic status". In this approach, due to the fact that there is a significant relationship between crime and victimization on the part of the criminal offender and the victim, the individuals and the victimized (injured) society are considered as the most important cause of harm. The practical result of this criminal policy analysis is to emphasize the focus on affected individuals and groups in order to increase the effectiveness of crime control policies. Therefore, it is necessary to identify the damaging factors in various social dimensions, using different mechanisms to strengthen the affected groups, to try to remove these vulnerable groups by adopting a variety of supportive methods. In such a situation, the social response (punishment) and its severity not only do not improve social conditions and reduce the crime rate, but, because of the impact on affected people, they tend to exacerbate the context of crime in their dealings with a variety of issues.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social factors of crime
  • individual factors of crime
  • environmental factors of crime
  • crime factors