معرفی نظام حقوقی آلمان

معرفی نظام حقوقی آلمان

مهدی رحمانی؛ دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه اصفهان

Email: sohrab6302@gmail.com             

پیش درآمد

نظام فدرال آلمان از ایالت‌هایی تشکیل یافته است که هریک درگذشته مستقل بوده‌اند و از پیشینه‌ای طولانی در استقلال برخوردارند. آلمان به‌عنوان کشوری تمرکزگرا  توصیف‌شده است، که در آن اختیاراتی مشخّص به ایالت‌ها اعطاشده است. این درست برخلاف وضع موجود در ایالات‌متحده است که در آن فرض بر این می‌باشد که اختیاراتی صراحتاً به دولت فدرال سپرده نشده‌اند و در انحصار ایالت‌ها و مردم می‌باشد. نوع حکومت کشور آلمان جمهوری فدرال پارلمانی (مجلس محور) است ؛همان‌گونه که پیداست، در کشور آلمان پارلمان نقش مهم و اساسی در ساختار حقوقی و سیاسی این کشور ایفا می‌کند و می‌توانند با کنترل زیادی که بر کابینه دارند؛ مثل رأی اعتماد، استیضاح و سؤال، تأثیر به سزایی را پدید آورد.


نگاهی به موضوع

نهادهای سیاسی عمده در کشور آلمان  عبارت‌اند از : رئیس‌جمهور، صدراعظم (نخست‌وزیر) و کابینه، قوّه­ی مقنّنه­ی دو مجلسی و قوّه­ی قضائیه که دادگاه قانون اساسی را نیز شامل می‌شود. رئیس‌جمهور در این کشور به‌نوعی رهبر معنوی جامعه است و نقش سیاسی که او در جامعه بر عهده دارد، به‌مراتب کمتر از نقش صدراعظم است.  این مقام سیاسی توسّط مجمع فدرال (مرکّب از نمایندگان مجلس عالی که «بوند سرات» نامیده می‌شود و اعضایی توسط قوای مقننه ایالتی) برگزیده می‌شود، دوره‌ی ریاست او پنج‌ساله است. از مهم‌ترین وظایف رئیس‌جمهور عبارت‌اند از: نمایندگی کشور در روابط بین‌المللی، اعزام و پذیرش فرستادگان دیپلماتیک؛ پس از رئیس‌جمهور.

 

 حال نگاهی به نقش نخست‌وزیر و کابینه بیندازیم، صدراعظم که رهبر پارلمان است، توّسط رئیس‌جمهور، نامزد احراز این پست می‌شود و این نامزدی با رأی اکثریت در مجلس تالی پارلمان (بوند ستاگ) قطعیت می‌یابد .

 عزل و نصب وزیران فدرال توسّط رئیس‌جمهور و مطابق با پیشنهاد‌های صدراعظم است. نقش مهم صدراعظم را به‌وضوح می‌توان در اصل 65 قانون اساسی این کشور مشاهده کرد؛ به‌موجب این اصل: خطوط کلّی سیاست عمومی کشور را صدراعظم تعیین می‌نماید و هم او در قبال آن مسئول می‌باشد. هریک از وزیران در چهارچوب این خطوط کلّی، امور وزارت خانه را مستقلّا و به مسئولیت خود اداره می‌کنند. همان‌گونه که در ابتدا گفته شد، کشور آلمان دارای پارلمان دو مجلسی است و از مجلس عالی که بوند سرات (شورای فدرال ) نامیده می‌شود، مجلس تالی که «بوند ستاگ» (پارلمان فدرال) خوانده می‌شود تشکیل‌شده است. بوند سرات مرکّب است از نمایندگان هر ایالت که توسّط دولت‌های ایالتی منصوب می‌شوند،  نمایندگان هر ایالت در هنگام رأی دادن یک هیئت واحد محسوب می‌شوند و ارزش رأی هر هیئت بستگی به جمعیت آن ایالت دارد. وظیفه‌ی اصلی این شورا حراست از منافع ایالت‌هاست و اتّخاذ تصمیم به اکثریت آراء است.

 در سوی دیگر وضع شورای بوند ستاگ، کمی متفاوت است، نمایندگان آن در انتخاباتی سرتاسری و مستقیم با رأی مخفی مردم برای دوره‌هایی چهارساله برگزیده می‌شوند. نیمی مستقیماً توسّط مردم و نیمی دیگر به‌صورت حزبی وارد پارلمان فدرال می‌شوند. دولت فدرال و اعضای هریک از مجلسین می‌توانند لایحه‌ای یا طرحی را برای تصویب مطرح نمایند، همین‌طور طرح‌های بوند سرات توسّط دولت و به همراه نظرات دولت در مورد آن طرح به بوند ستاگ تقدیم می‌شود.

در رابطه با قوّه­ی قضائیه کشور آلمان باید گفت که به‌موجب اصل 92 قوّه­ی قضائیه به قضات واگذارشده است. اعمال این قوه توسط دادگاه قانون اساسی فدرال، دادگاه‌های فدرال و دادگاه‌های ایالتی خواهد بود. اصل 95 قانون اساسی این کشور دیوان عالی دادگستری فدرال، دادگاه اداری، دادگاه عالی، دادگاه حقوق کار و دادگاه اجتماعی را تأسیس می‌کند، که عالی‌ترین دادگاه کشور برای رسیدگی به دعاوی عمومی دیوان عالی دادگستری فدرال است. دادگاه قانون اساسی فدرال در رأس نظام دادگاه‌های آلمان وجود دارد، هریک از مجلسین نیمی از قضات این دادگاه را برمی‌گزینند. از وظایف این دادگاه عبارت‌اند از: تفسیر قانون اساسی در دعاوی‌ای که این قانون حقّی برای طرفین پدید آورده، حل اختلاف درزمینهٔ هماهنگی بین حقوق و تکالیف دولت‌های فدرالی و ایالتی و همین‌طور تصمیم‌گیری در مورد شکایات افراد از اقدامات مغایر قانون اساسی. در پایان و از بحث‌ها باید این نتیجه‌گیری را نیز انجام دهیم که: جمهوری فدرال آلمان کشوری فدرال، دموکراتیک و سوسیال است و حاکمیت به‌تمامی، ناشی از مردم است. این حاکمیت توسّط مردم، از طریق شرکت در انتخابات و رأی دادن؛ توسّط نهادهای مشخّصی از قوای مقنّنه، مجریه و قضائیه اعمال می‌شود.[1]



[1]- برگرفته از داوید.رنه و ژوفره اسپینوزی و داوید.کامی(1391)، درآمدی بر حقوق تطبیقی و دو نظام بزرگ حقوقی معاصر.ترجمه­ی حسین صفایی، تهران: میزان، چاپ نهم.